محمد تقي جعفري

217

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

و شخص ديگر همان جسم را از نزديك بزرگ مىبيند ، مربوط به موضعگيرىهايى است كه از قانون ناشى شده است . بنا بر اين ملاحظات فوق معناى باطل هم روشن مىشود ، هر حركت و موضع - گيرى كه بر خلاف دو قانون فوق بوده باشد ، باطل است و انسان را به مقصد انسانيش نمىرساند . هيچ آدم مطلعى از تاريخ نمىتواند كمترين ترديدى داشته باشد در اين كه « على بن ابي طالب عليه السلام » از عشاق دلباختهء حركت و موضعگيرى قانونى بوده است . به همين جهت بوده است كه صاحب رسالت كلَّى پيامبر اسلام در بارهء وى مىگويد : الْحَقُّ مَعَ عَلِىِّ وَعَلِىٌّ مَعَ الْحَقِّ . از نظر ديگر مبارزه با قانون كه انحراف از حق را بدنبال دارد ، عاملى جز هوىپرستى و ضعف شخصيت و خودخواهى ندارد و دورى و پاكى على ( ع ) از اين آلودگىها حقيقتى است كه احتياج به گفتگو و اثبات ندارد . 4 - « فَوَا الله ما انكَرُوا عَلَىَّ مُنكَرا » ( 1 ) ( سوگند به خدا ، [ اين انسانهاى نادان و فريب خوردهء تمايلات ] هيچ گفتار و كردار زشتى از من نديده‌اند ) . ارتكاب زشتىها يا از ناتوانى است و يا از ستمگرى ناتوانى در مقابل شهوات و هوى و هوسها و عجز در برابر خودخواهىها ، يكى از دو عامل ارتكاب به پليدىها است ، زيرا افراد انسانى تا قدرت زندگى عقلانى و تحرك با مبانى وجدانى را از دست ندهند ، بردهء شهوات و هوى و هوسها و خودخواهىها قرار نمىگيرند . اين بردگى نهايت ناتوانى است كه مىتوان تصوّر نمود . اين مطلب را همهء محققان در علوم انسانى پذيرفته‌اند كه پليدترين حالات اين بردگى نابود كننده ، دفاع از زشتىها و تلقى كردن پليدىها بعنوان شجاعت و دلاورى

--> ( 1 ) ط 22 ج 1 ص 55 .